الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
34
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
آن به استهزاء برمىخاستند . - و سرانجام براى اينكه مىديدند قبول دعوت پيامبران آنها را در برابر شهواتشان محدود مىسازد و آزاديهاى حيوانيشان را سلب مىكند و براى آنها وظائف و مسئوليتهايى ايجاد مىنمايد به استهزاء برمىخاستند تا خود را از اين وظائف راحت كنند ! سپس مىفرمايد : آرى « ما اين چنين آيات قرآن را به دلهاى اين مجرمان مىفرستيم » ( * ( كَذلِكَ نَسْلُكُه فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ) * ) . اما با اينهمه تبليغ و تاكيد و بيان منطقى و ارائه معجزات باز هم اين متعصبان استهزاء كننده « به آن ايمان نمىآورند » ( * ( لا يُؤْمِنُونَ بِه ) * ) ولى اين منحصر به آنها نيست « پيش از آنها سنت اقوام اولين نيز چنين بود » ( * ( وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِينَ ) * ) . اينها بر اثر غوطه ور شدن در شهوات و اصرار و لجاجت در باطل ، كارشان به جايى رسيده كه « اگر درى از آسمان را به روى آنها بگشائيم و آنها مرتبا به آسمان صعود و نزول كنند . . . » ( * ( وَلَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فِيه يَعْرُجُونَ ) * ) . « مىگويند ما را چشم بندى كردهاند » ( * ( لَقالُوا إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا ) * ) . « بلكه ما را سحر كردهاند » و آنچه مىبينيم ابدا واقعيت ندارد ! ( * ( بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ ) * ) . اين جاى تعجب نيست كه انسان به چنين مرحله اى از عناد و لجاج برسد ، براى اينكه روح پاك و فطرت دست نخورده انسان كه قادر به درك حقائق و مشاهده